• 02122618001 - 02122618005

خیانت زناشویی

خیانت زناشویی - دکتر ندا رحیمی - کلینیک صلح درون

خیانت زناشویی

نویسنده: دکتر ندا رحیمی

روانشناس و متخصص مداخلات درمانی در خیانت زناشویی

خیانت زناشویی، علل خیانت همسر و روش های مواجهه با آن

خانواده از ارکان اصلی جامعه و نهادی عاطفی و اجتماعی است و به عنوان یکی از محیط های تاثیر گذار در سلامت جسمی و روانی افراد در نظر گرفته می شود. نیاز های مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی افراد می تواند به بهترین نحو در خانواده ارضا شود. برای داشتن جامعه سالم، سلامت خانواده شرط بسیار مهم و ضروری است. ایجاد خانواده سالم مشروط به سلامت روانی افراد آن و روابط مطلوب و رضایت بخش آنها با یکدیگرند.

تشکیل خانواده سالم و کارآمد منوط به ازدواج و شکل گیری رابطه زناشویی است. ازدواج رخدادی است که موجب ایجاد حمایت، صمیمیت و احساس رضایت و خوشبختی و لذت در انسان می شود و سبب پیدایش یگانگی، همدلی، محبت، همکاری، تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به افراد خانواده می شود. ازدواج یکی از مهمترین و اصلی ترین عوامل موثر در بهداشت روانی و کارآمدی اجتماع است که اگر با مشکل روبرو شود می تواند تاثیرات قابل توجهی در ساختار و کارکرد قسمت های مختلف جامعه بگذارد.

زوجین در ازدواج و زندگی مشترک شان نیاز های عاطفی مختلفی دارند که یکی از مهمترین آنها روابط صمیمانه است. صمیمیت در روابط زوجین تامین کننده شادمانی، معنا و رضایتمندی از زندگی زناشویی است.  صمیمیت در زوجین به منظور احساس صمیمیت مستلزم شناخت کامل زوجین از یکدیگر در همه ابعاد و درک عمیق آنها از هم می باشد. زوجین صمیمی بهتر خواسته های خود را به شکل موثرتری به همسر خود ابراز می کنند. هرچه صمیمیت در ابعاد مختلف بین زوجین بیشتر و عمیق تر باشد، رضایت زناشویی، شادمانی و تداوم ارتباط آنها با هم بیشتر است و آنها بهتر و مفید تر می توانند در موتجهه با تغییرات و مشکلات رابطه زناشویی خود عمل کنند.

آشنایی با انواع خیانت زناشویی

عوامل مختلفی می توانند سلامت خانواده و ازدواج را با چالش مواجه کنند که خیانت زناشویی یکی از مهمترین و مخرب ترین آن هاست. خیانت زناشویی به "برقراری هرگونه رابطه عاطفی یا جنسی خارج از چارچوب روابط زوجین" گفته می شود که به برقراری درجاتی از صمیمیت عاطفی یا جنسی با فردی به غیر از همسر منجر می شود. خیانت زناشویی مهمترین عامل تهدید کننده و تخریب کننده عملکرد، ثبات و تداوم رابطه زناشویی است.

خیانت زناشویی می تواند به نحوی با کاهش صمیمیت بین زوجین رابطه بالایی داشته باشد. اغلب زوجین در زندگی مشترک خودشان را بسیار وفادار و متعهد می دانند و خیانت را از نظر اخلاقی و رفتاری ناپسند و غیر قابل قبول می دانند. پس از نظر منطقی خیانت زناشویی در رابطه زوجین باید بسیار کم اتفاق بیافتد، در حالی که تحقیقات نشان می دهد این گونه نیست.

خیانت زناشویی انواع مختلفی دارد؛ خیانت زناشویی فقط به برقراری صمیمیت جنسی و رابطه جنسی یا برقراری رابطه عاطفی به تنهایی با فرد دیگری به غیر از همسر گفته نمی شود، بلکه هرگونه صمیمیتی اعم از صمیمیت عاطفی و فیزیکی با فرد دیگری به غیر از همسر خیانت نامیده می شود. وقتی فردی تعهدش را با همسرش نادیده می گیرد و با شخص دیگری ارتباط عاطفی برقرار می کند، حتی وقتی این ارتباط حضوری نباشد، مثلا از طریق تماس های تلفنی یا در شبکه های مجازی با او در ارتباط باشد، به این معنی است که به همسرش خیانت کرده است.

همچنین وقتی ارتباط فرد با شخصی به غیر از همسرش رابطه فیزیکی و جنسی باشد حتی اگر رابطه عاطفی با آن نداشته باشد، بازهم به این مفهوم است که در زندگی مشترک خود مرتکب خیانت شده است و تعهدش را نسبت به همسرش شکسته است.

این رابطه های که در اغلب موارد پنهانی و دور از چشم همسر است، بنیان رابطه زوجی را متزلزل می کند. پس خیانت انواع گوناگونی دارد و نمی توانیم تعریف خیانت زناشویی را فقط به نوع خاصی از ارتباط محدود کنیم.

تعهد عامل بازدارنده خیانت زناشویی و بررسی تاثیرات مخرب خیانت زناشویی

وقتی خیانت در زندگی مشترک رخ می دهد، تاثیرات مخربش در دو حوزه فردی و ارتباطی چشمگیر است. در حوزه فردی می توان گفت سلامت روان زن و شوهر و در مقابل آن سلامت روان فرد سومی که در ارتباط است به خطر می افتد و مهمترین تاثیر مخرب آن ایجاد حس بی اعتمادی است. اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانپزشکی می تواند ثمره این حادثه باشد.

در حوزه ارتباطی، ارتباطات زن و شوهر، صمیمیت میان آنها و رضایتشان از زندگی زناشویی کاهش یافته و در نهایت باعث از هم پاشیده شدن بنیان خانواده می شود. در این میان فرزندان هم از آسیب های این حادثه در امان نیستند. کودکان برای رشد کافی و مناسب نیاز به فضای امن و آرام خانه دارند و هر حادثه ای که در خانواده رخ می دهد می تواند امنیت کودکان را دچار خدشه کند، حتی روی ارتباط کودک با والدینش تاثیر مخربی بگذارد و در نهایت باعث به خطر افتادن سلامت روان کودکان شود.

هر فردی با برقراری رابطه عاطفی و قرار گرفتن در یک ارتباط می تواند خود را بهتر بشناسد، نیاز های خود را ارضا کند، به آرامش برسد و به طرف مقابل هم کمک کند تا او هم به تمامی این اهداف برسد.

یکی از ارکان رابطه عاطفی کارامد و یکی از مهمترین عناصر ارتباطات عاطفی در زوجین تعهد است و تعهد به این معناست که زوجین بخواهند و بتوانند فقط با همسر خود صمیمیت را در ابعاد عاطفی و جنسی و ارتباطی تجربه کنند و با شخص دیگری با هر عنوان و دلیلی وارد ارتباط عاطفی یا جنسی نشوند. وقتی زوح در رابطه شان به هم متعهد باشند و صمیمیت را در ابعاد مختلف با یکدیگر تجربه کنند می توانند عمق و دوام رابطه و زندگی مشترکشان را بیشتر کنند و به آرامش بیشتری برسند، به هدف نهایی رابطه که همانا رشد و احساس امنیت است بیشتر دست یابند و رضایت زناشویی و جنسی بیشتری را با هم بدست بیاورند.

برای داشتن یک رابطه خوب و رضایتبخش تمرکز زن و مرد متاهل باید فقط روی همسر باشد. وقتی رابطه عاطفی، جنسی یا هردو با بیش از یک نفر برقرار می شود، آسیب های زیادی در ابعاد مختلف به افراد درگیردر رابطه وارد می شود، رابطه از کارآمدی و سودمندی خارج شده و در نهایت منجر به قطع ارتباط می شود در واقع انرژی روانی و جسمی در رابطه فقط باید برای یک نفر در نظر گرفته شود و تقسیم این انرژی بین دو یا چند نفر کیفیت رابطه را کاهش داده و سلامت روان فرد را به خطر می اندازد و رابطه را از هدف اصلی دور می کند.

تعهد عاطفی و جنسی شرط غیر قابل انکار یک رابطه موفق، سالم و رضایت بخش است. در روابط زوجین از بین بردن تعهد به هیج بهانه و دلیلی مجاز نیست و تعهد عنصر مهم و غیر قابل چشم پوشی در این رابطه است.

در رابطه زوجین دانستن نیازهای طرف مقابل، توجه کردن به آنها و پیدا کردن راه هایی برای ارضا شدن آنها از مهمترین اصول ایجاد و حفظ یک زندگی مشترک رضایتمندانه و پر دوام است. زوجین نسبت به یکدگیر در مورد شناسایی و ارضا نیاز های معقول و منطقی هم مسئولند. در رابطه عاطفی سالم و رضایت بخش به تمامی نیاز ها و خواسته های منطقی و معقول طرف مقابل احترام کذاشته می شود و تلاش می شود پاسخی مناسب و کار آمد به آنها در زمان مناسب داده شود.

آگاهی نداشتن و بی توجهی به این نیاز ها یا نداشتن راه های مناسب برای رسیدگی به آنها از عوامل مهم برای ایجاد یک رابطه زوجی ناکار آمد یا ناراضی کننده است.

حتی اگر خلا یا کمبودی در هر بعد از ارتباط زوجی یا مسائل فردی و شخصیتی همسر وجود دارد، نمی توان برای برقراری رابطه با فرد دیگر به بهانه ارضا نیاز ها یا پیدا کردن توان برای تحمل کردن زندگی زناشویی آشفته مجوزی صادر کرد.

حفظ تعهد در رابطه با همسر در هر شرایطی ضروری است و در شرایط بحرانی و ناکام کننده هم باید این تعهد حفظ شود.

بهترین راه برخورد با نارضایتی در زندگی زناشویی چیست؟

بهترین راه در شرایط نارضایتی از همسر و در صورت آزار دیدن از ارتباط آشفته و پرتنش یا سرد با همسر و غیر قابل تحمل بودن شرایط ارتباطی، کمک گرفتن از یک متخصص خانواده و تلاش برای شناسایی و حل کردن مسائل ارتباطی و فردی است.

درصورت حل نشدن مسائل، تلاش کردن و جواب نگرفتن در رفع مشکلات ارتباط مشترک با همسر، ناتوان بودن در تحمل این نارضایتی و تصمیم قطعی برای قطع ارتباط عاطفی و جنسی با همسر، تصمیم برای خارج شدن از رابطه زوجی و زندگی مشترک، بعد از حفظ زندگی مشترک متعهدانه، منطقی ترین و کم آسیب ترین راه است.

نمی توانیم در زندگی و ارتباط با همسر بمانیم و به دلیل وجود مسائل آزار دهنده و ارضا نشدن نیاز ها با او با شخص دیگری وارد رابطه شویم. به منظور حفظ سلامت روان زوج و فرزندانشان، احترام گذاشتن به مسائل اخلاقی و رعایت آن و حفظ بنیان خانواده در زندگی مشترک با همسر، حفظ تعهد در هر شرایطی ضروری است.

مکانیسم های دفاعی، فرآیند های خودکار برای فرونشاندن اضطراب های ناشی از تعارضات هستند، در مکانیسم دفاعی دلیل تراشی فرد برای فرار از رفتارها یا نگرش های غیر قابل قبول و تکانش ها به توضیحات منطقی متوسل می شود.

وقتی فرد متاهلی با شخصی به غیر از همسر رابطه فرا حیطه زناشویی بر قرار می کند مرتکب خیانت زناشویی می شود، برای موجه نشان دادن خیانت خود پیش فرض هایی دارد و از مکانیسم دفاعی دلیل تراشی استفاده می کند.

نمونه هایی از این پیش فرض ها که خیانت فرد متاهل را موجه جلوه می دهند عبارتند از:

  • من همسرم را دوست ندارم، پس رابطه فراحیطه من مجاز است.
  • همسرم از این رابطه فرا حیطه مطلع نمی شود، پس صدمه ای به او وارد نمی شود.
  • رابطه فراحیطه من باعث شده بدون از هم پاشیدن خانواده ام، نیاز هایم را ارضا کنم.
  • رابطه موقتی من صدمه ای به زندگی مشترکم نمی زند.
  • با برقراری این رابطه فراحیطه می توانم زندگی مشترکم را حفظ کنم تا به فرزندانم صدمه ای وارد نشود.

تمامی این پیش فرض ها فقط توجیهاتی برای موجه جلوه دادن رابطه فراحیطه و خیانت فرد متاهل است و هیچ کدامشان دلایل درستی نیستند و نمی توانند توجیه و دلیل و مجوزی برای خیانت فرد متاهل باشد. برقراری رابطه فراحیطه زناشویی و خیانت زناشویی در هر شرایط و با هر دلیلی غیر مجاز و آسیب رسان است.

خیانت زناشویی به چه دلایلی اتفاق می افتد؟

در اکثر روابط فراحیطه و خیانت های زناشویی به وقوع پیوسته، از ابتدا هدفی برای ایجاد این نوع رابطه مخرب و غیر مجاز وجود نداشته است. تمامی روابط خارج از حیطه زناشویی و خیانت های زناشویی از ابتدا برنامه ریزی نشده اند و در اکثر مواقع افراد برای ایجاد این روابط آسیب زا برنامه و هدفی نداشته اند. خیلی از مواقع افراد در موقعیت ها و شرایطی قرار می کیرند که آنها را به سمت برقراری روابط فراحیطه زناشویی و خیانت سوق می دهد.

در این مواقع خود همسر پیمان شکن دارای خصوصیات فردی یا شرایط ارتباطی خاص با همسرش می باشد که او را برای برقراری روابط فراحیطه زناشویی و خیانت به همسر مستعد می کند.

معمولا بازداری های فرد ضعیفند یا برای روابط خود در محیط اطراف حد و مرز مناسب و تعریف شده ندارد، فرد در اغلب مواقع به دنبال تجربه هیجان است و در خیلی مواقع روابطش با همسرش دچار مسائل حل نشده است. در خیلی موارد هم شرایط محیط و مدت زمان ارتباط با فرد سوم که فرد پیمان شکن  در آن قرار می گیرد به برقراری رابطه فراحیطه و خیانت زناشویی کمک می کند.

فردی که به برقراری هرگونه رابطه با فرد متاهلی اقدام می کند، دلیل این ارتباط را حس عاطفی و علاقه، نیاز به حمایت عاطفی یا مالی یا میل جنسی به آن فرد یا حتی هرگونه نیاز دیگر یا حس خوب به آن فرد اعلام می کند.

اقدام شخص متاهل (همسر) به برقرای رابطه با فردی به غیر از همسر می تواند بیشتر از همه به همسر آن فرد آسیب برساند و بعد از آن به فرزندان هم صدمه بزند و زندگی زوجی فرد و حتی آینده خودش و فرزندانش را هم تحت تاثیرات مهمی قرار می دهد. همسر فرد مثل هر همسر دیگری با هزاران امید وارد زندگی مشترک شده و اقدام به ازدواج کرده است و حتی در صورت وجود هرگونه مساله و مشکل در زندگی مشترک و ارتباط با همسرش، حتی اگر امیدی به حل شدن این مسائل و مشکلات نداشته باشد، باز هم نمی خواهد همسرش را در رابطه با شخص دیگری غیر از خودش ببیند. هیچکس نمی تواند به هیچ بهانه و با هیچ توجیهی حتی با بهانه وجود مشکلات حاد و غیر قابل حل در زندگی مشترک فرد مقابلش با همسرش، مجوز ارتباط با اورا برای خودش صادر کند.

نمی توان از همه جزییات و واقعیات زندگی مشترک هیچ شخصی مطلع شود و نمی توان خودخواهانه و بدون آگاهی، زندگی کسی را در کنار همسرش غیر قابل تحمل دانست و برای زندگی او تصمیم گرفت.

هر فرد متاهلی خودش مسئول نجات زندگی مشترک و حل مسائلش با همسرش می باشد و هیچ شخصی غیر از همسر آن فرد نمی تواند به بهانه نجات او از زندگی مشترک ناخوشایندشان یا به بهانه بهتر کردن حالش اقدام به برقراری ارتباط عاطفی و جنسی با او کند.

ای کاش هر فردی که تمایل به برقراری هرگونه خارج از حطیه زناشویی با فرد متاهلی دارد، به همسر آن فرد و اتفاقی که برای او، فرزندان و زندگی مشترکش بعد از برقراری آن رابطه خارج از حیطه زناشوی می افتد کمی فکر کند و بتواند خود را به جای همسر آن فرد متاهل و در بحران رخ دادن خیانت زناشویی در ازدواجش تصور کند.

عوامل زمینه ساز خیانت زناشویی

عوامل زمینه ساز خیانت زناشویی به سه دسته عوامل بیرونی، عوامل ارتباطی و عوامل فردی تقسیم بندی می شوند.

عوامل بیرونی

عوامل بیرونی رایجی که زمینه ساز خیانت همسر هستند عبارتند از:

  • فشارها و عوامل استرس زای زندگی روزمره، مثل وظایف و نقش های موجود در خانه مانند کارهای خانه و مسئولیت های مرتبط با فرزند در خانه و محیط بیرون، مسئولیت های مرتبط با مراقبت و ملاقات والدین سالخورده، شاغل بودن در بیرون خانه
  • وجود استرس های شدید مثل مشکلات شغلی و مالی یا ورشکستگی ، مشکلات و بیماری های جسمانی، اختلافات و درگیری های شدید با اعضای خانواده خود و همسر و دوستان و همکاران، فقدان های زندگی روزمره مثل مرگ عزیزان
  • وجود دوره های بحرانی و گذار یا دوره های تغییر مثل بحران میانسالی یا بحران فرزند دار شدن یا مرگ فرزند یا بحران ازدواج فرزندان یا دور شدن آن ها از خانواده یا بحران اوج و رسیدن فرد به موقعیت هایی که آرزوی آن را داشته است. در داشتن این احساس که حالا که به هر چه می خواستم رسیده ام حالا زندگی چه معنایی دارد یا بحران تغییر شغل یا تغییر محل زندگی یا بحران فلسفی یا بحران حقایق زندگی، ترفیع شغلی یا ارتقای موقعیت اجتماعی
  • عواملی که باعث کم ارزش شدن یا بی ارزش شدن رابطه زناشویی می شوند یا اهمیت رابطه زناشویی را کاهش می دهند و یا قرار گرفتن در محیط های محرک برقراری روابط فراحیطه زناشویی (خیانت زناشویی) مثل: رفت آمد کردن با دوستانی که تعهد زناشویی را ارزش نمی دانند یا خودشان در گیر رابطه فراحیطه زناشویی هستند، وجود باورهای فرهنگی یا دیدن فیلم هایی که خیانت زناشویی را آسیب زا یا غیر مجاز نمی دانند یا تصویر غیر واقع بینانه ای از خیانت زناشویی ارائه می دهند و یا روابط فراحیطه زناشویی (خیانت زناشویی) را آسیب زا با دلایل غیر منطقی و اشتباه توجیه می کنند، تفریح کردن یا شاغل بودن در محیط هایی که در آن جنس مخالف وجود دارد و در آن به اصول اخلاقی و مراقبت های لازم به اندازه کافی توجه نمی شود.
  • کم بودن حمایت های کافی از زندگی مشترک یا زندگی مشترک متعهدانه در اجتماع مثل: رفت و آمد با افراد مجرد تاثیر گذار بر فرد، رفت و آمد با افراد متاهلی که تعهد زناشویی را ارزش نمی دانند.

عوامل ارتباطی

عوامل ارتباطی مهم که زمینه ساز وقوع خیانت در زندگی زناشویی هستند عبارتند از:

  • تعارض ها و اختلافات و تنش های مکرر و حل نشده زوجین، الگو های مخرب کلامی بین زوجین مثل انتقاد های کوبنده و سرزنش و تحقیر مداوم و دردناک، سوتفاهم ها و عدم توافق ها و اختلاف نظرهای مساله سازی بین آنها، عصبانیت ها یا کناره گیری های احساسی شدید زوجین، الگو های ناکارآمد حل مساله و مسائل حل نشده فراوان بین زوجین، تلاش برای برنده شدن در بحث ها و به نتیجه درست نرساندن بحث ها، تفاوت های شخصیتی و ارزشی تاثیر گذار در ارتباط زوجین، ناتوانی زوجین در ابراز احساساتشان، وقت گذراندن کم یا بدون کیفیت زوجین باهم، ناتوانی یا ضعف زوجین در گفتگو در حوزه مسائل مختلف، صمیمیت کم در تمامی ابعاد ارتباطی، نارضایتی از رابطه جنسی، نارضایتی از تقش همسری یا والدی و رابطه عاطفی کم یا ناکافی بین زوجین

عوامل فردی

برای پیشگیری از خیانت زناشویی و حتی بکاربردن و مداخله های درونی در خیانت زناشویی، بررسی عوامل زمینه ساز فردی هم بسیار مهم هستند. عوامل زمینه سازی فردی به دو دسته عوامل زمینه ساز مرتبط با همسر پیمان شکن  و عوامل زمینه ساز مرتبط با همسر آسیب دیده تقسیم بندی می شوند.

عوامل زمینه ساز مرتبط با همسر پیمان شکن یا همسر خیانت گر عبارتند از:

مشکلات و بیماریهای روانپزشکی مثل اختلالات خلقی مانند افسردگی و اختلالات اضطرابی و اختلال کنترل تکانه، اختلات شخصیتی مثل اختلال شخصیت ضد اجتماعی و خودشیفته و نمایشی، اختلالات جنسی مثل اختلال انزال زودرس، عدم ارضا نیاز های جنسی، اعتیاد یه ویژه اعتیاد به مواد محرک، ارزش های اخلاقی پایین و نداشتن مرزهای مشخص و پایبند نبودن به تعهدات زناشویی، ناتوانی یا بی میلی به داشتن رابطه متعهدانه با یک نفر، باور های فرهنگی مثل این باور که مرد می تواند با چند زن در ارتباط باشد، باور های متفاوت مذهبی با همسر، بیماری های جنسی، جذابیت ظاهری و جذابیت جنسی و وضعیت اجتماعی خاص یا بالا، سطح مالی و درآمد بالا، کارکردن در محیط هایی که همکاران از جنس مخالف وجود دارند و پایبند مسائل اخلاقی نیستند و ناتوانی در حل مساله به روش درست مثل ارتکاب خیانت به عنوان راهی برای ابراز نارضایتی از زندگی مشترک، انتقام از همسر به خاطر خیانت همسر، تمایل به طلاق قانونی و عدم موافقت همسر با آن، طلاق عاطفی یا جنسی، مشکلات مربوط به نقش و وظیفه مثل نارضایتی از نقش زن خانه دار یا همسر یا پدر و مارد فرزند بودن

نارضایتی از نقش زن خانه دار یا همسر یا پدر یا مادر فرزند، نارضایتی در شرایط شغلی، الگو گرفتن از والدین یا بستگان و دوستان، فاصله سنی زیاد با همسر، جذابیت ظاهری بیشتر از همسر یا فاصله زیاد تحصیلاتی یا فکر از همسر، بدبینی نسبت به عاقبت رابطه متعهدانه و ازدواج، پشیمانی از ازدواج، جذب فرد دیگری جز همسر شدن به علت وابستگی بیش از حد به او یا علت اختلال شخصیت وابسته در فرد پیمان شکن یا دیدن ویژگی های همسر دلخواه در او.

عوامل زیادی در فرد آسیب دیده از خیانت می توانند همسر را به سوی خیانت زناشویی سوق دهد.

عوامل زمینه ساز مرتبط با همسر آسیب دیده عبارتند از:

  • مبتلا بودن به بیماری های روانپزشکی مانند افسردگی، اضطراب، وسواس یا اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت پارانویید و وابسته.
  • ابتلا به بیماری های جسمی شدید مانند فلج، مشکلات استخوانی و عضلانی، بیماری های ام اس، سرطان و بیمارهای قلبی
  • اعتیاد
  • دارابودن برخی ویژگی های شخصیتی مانند سلطه جویی، کنترل گری، خساست، خودشیفتگی، بدبینی
  • مبتلا بودن به اختلالات جنسی مانند ناتوانی جنسی در مردان، کاهش میل جنسی
  • فقدان مهارت های زناشویی مانند مهارت حل مساله صعیف
  • نازایی و عقیم بودن
  • ناتوانی در ارضای نیاز های همسر مانند نیاز به صمیمیت عاطفی یا جنسی یا جسمانی، نیاز به رشد و پیشرفت شخصی، نیاز های تفریحی
  • ترس از صمیمیت
  • رفتار های منفی و نامناسب و مکرر و شدید مانند توهین، تحقیر، انتقاد های شدید، اکراه از همکاری با همسر، پرخاشگری
  • انتظارات بیش از حد یا غیر واقع بینانه از همسر
  • ناتوانی در بهبود مشکلات ارتباطی
  • تفاوت قابل توجه فرهنگی، تحصیلاتی، مذهبی، فکری یا ظاهری با همسر
  • اختلاف سنی زیاد با همسر
  • عدم توجه و رسیدگی کافی به بهداشت فردی، وضعیت ظاهری، فرم لباس پوشیدن، رشد فردی، بهداشت و مرتب بودن و کارهای خانه
  • عدم تعامل بین نقش ها در بیرون خانه و داخل خانه به عنوان زن یا مرد شاغل و همسر یا عدم تعادل بین نقش والدی و همسری
  • بی توجهی یا توجه ناکافی به خانواده همسر

بعد از خیانت زناشویی چه اتفاقی می افتد؟

برقراری هرگونه رابطه خارج از حیطه زناشویی و ایجاد هرگونه صمیمیت با فردی به غیر از همسر غیر مجاز و به شد آسیب زننده است. نمی توان برای اینکه جلوی آسیب های وارد شده به رابطه همسر گرفته شود و یا حتی برای اینکه میزان احساس گناه را در اثر برقراری این رابطه کاهش داده شود از میزان ارتباط با فردی که به غیر از همسر با او رابطه بر قرار می شود، کم شود.

هرگونه رابطه با فرد سوم را باید بطور کامل و یکباره قطع کرد. هرگونه رابطه با فردی به غیر از همسر به هر میزان و با هر کیفیت و با هر نیت به سلامت روان فرد، همسر و رابطه صدمه میزند و باید به سرعت به فکر اتمام آن و برگشتن کامل به زندگی مشترک و همسر بودن برای بهبود حالبه علت برقراری این رابطه، بازسازی تخریب های حاصل از این رابطه فراحیطه، حل کردن مسائل ارتباط با همسر و پیشگیری از وقوع روابط خارج از حیطه زناشویی بعد از روان درمان گر و متخصص خیانت های زناشویی ، کمک حرفه ای و فوری گرفت.

نمی توان این روابط مخرب را کم یا به تدریج قطع کرد. این روابط باید فوری و به طور قطعی و همیشگی به اتمام برسند. هیچگونه خیانتی و در هیچ شرایط در زندگی مجاز نیست و توجیهی برای آن وجود ندارد.

وقتی خیانت همسر فاش می شود همسر آسیب دیده هیجانات  منفی مثل خشم، غم و نا امیدی را تجربه می کند و اغلب مواقع در شوک فرو می رود. گاهی شدت این هیجانات منفی آنقدر زیاد است که در تصمیم گیری همسر آسیب دیده در مورد زندگی مشترک و ارتباط با همسرش تاثیر گذاشته و موجب می شود که او خیلی سریع هیجانی و بدون بررسی ابعاد مختلف ارتباط و زندگی مشترک و نتایجی که در آینده ممکن است بوجود بیاید تصمیم به طلاق و جدایی از همسرش بگیرد. تصمیمات مهمی مثل این تصمیم می تواند آینده مرد و همسر و حتی فرزندانشان را تحت تاثیر قابل توجهی قرار دهد و باید قبل از تعیین مسیر به دقت و با منظق در مورد تمام ابعاد فردی، ارتباطی و اجتماعی این تصمیم مهم و حساس بررسی های لازم صورت گیرد.

گاهی فرد آسیب دیده به علت شدت هیجانات منفی و نداشتن مهارت و تخصص لازم در زمینه ارتباطات زناشویی نمی تواند به تنهایی تصمیم درستی بگیرد و لازم است از فرد متخصص در این زمینه جهت بررسی عوامل مهم تاثبر گدار در این تصمیم کمک بگیرد.

روانشناس و فرد متخصص هیچگاه برای زندگی فرد تصمیم نمی گیرد، تصمیم نهایی با خود فرد است و مسئولیت این تصمیم گیری نیز با خود او ست. روانشناس با آگاه کردن فرد در مورد ابعاد مهم و بررسی و تحلیل مسائل مهم زندگی مشترک او و هوامل فردی اش و بررسی نتایج احتمالی تصمیم آن فرد به کمک خودش به تصمیم دقیق تر و با خطا و پشیمانی کمتر کمک می کند.

همسر آسیب دیده لازم است برای تصمیم گیری درست تر و بهتر زمان کافی بدهد و از روانشناس و فرد متخصص در آن زمینه کمک بگیرد.

وقتی در زندگی مشترک خیانت یکی از همسران فاش می شود، زوج آسیب دیده اکثرا به دنبال کشف تمامی جزییات خیانت رخ داده توسط همسرش است. در بیشتر مواقع همسر آسیب دیده اصرار دارد که تمامی اتفاقات موجود در ارتباط همسرش با فرد سوم را بداند و بارها می خواهد که همسرش  نوع و میزان رابطه، انگیزه و حتی حسش به فرد مقابلش در رباطه خارج از حیطه زناشویی را براش بطور کامل و با صداقت بازگو کند. تمامی این موارد موجب صدمه بیشتر و تاثیرات مخرب غیر قابل جبران در فرد آسیب دیده می شود. لزومی ندارد که همسر آسیب دیده اصرار به اطلاع پیدا کردن از ریز به ریز جزییات رابطه خارج از حیطه (خیانت) همسرش داشته باشدف چون دانستن جزییات رابطه فراحیطه (خیانت) همسرش نه تنها کمکی به برگرداندن رابطه زناشویی و بهبود حال او نمی کند، بلکه همسر آسیب دیده با تکرار و نشخوار ذهنی جزییات و تحلیل رابطه حارج از حیطه همسرش در صورت ممکن بودن درمان خیانت زناشویی اتفاق افتاده، این پروسه درمانی و بخشودن را به تاخیر انداخته و حتی منتفی می کند.

 

بهترین راه حل پس از مواجه شدن با خیانت همسر چیست؟

برای کمک به درمان خیانت زناشویی، بجای تلاش برای دانستن تمام جزییات رابطه فراحیطه (خیانت)، بهترین راه مراجعه به متخصصان درمانی این حیطه است.

وقتی فردی وارد رابطه فراحیطه زناشویی می شود و با شخص دیگری به غیر از همسرش ارتباط برقرار می کند، ضروریست که به جای تلاش برای حل کردن مسائلش با فرد سوم و مراجعه کردن به مشاوره و درمانگر و مطالعه کتاب های مختلف برای پیدا کردن راهی جهت بهبود روابطش با آن فرد به دنبال بررسی ابعاد محتلف زندگی مشترکش با همسرش باشد و نقاط ضعف و قوت خودش، همسرش و رابطه شان با دقت مورد توجه قرار گیرد و حتی مشکلاتش را با همسرش و نارضایتی اش از ازدواج را با دقت مورد تحلیل و علت یابی قرار دهد و تمام انرژیش را برای نجات زندگی مشترکش با همسرش صرف کند.

و بجای آنکه از مشاور بخواهد به او کمک کند که رابطه اش با فرد سوم بهبود پیدا کند، از او بخواهد با تمام قدرت اگر راهی دارد به کمک خودش زندگی مشترک و رابطه اش با همسرش را نجات رهد و او را به زندگی مشترک با همسرش باز گرداند.

یادمان باشد که زندگی مشترک با همسر و ازدواج برای مشاور در اوج اهمیت است و مشاور حرفه ای و احلاقی تمام اهداف درمانی و مشاوره اش در جهت نجات زندگی مشترک با همسر و افزایش رضایت زناشویی در ازدواج است.

وقتی زن یا مرد با نفر سومی رابطه بر قرار می کند و صمیمیتی را که فقط باید با همسر خود تجربه کند با فرد دیگری نجربه می کند و مرتکب خیانت می شوند، شکافی را در اعتماد بین یکدیگر ایجاد می کنند که این شکاف به آنجه زوج قبلا در مورد تعهدشان به  هم با یکدیگر توافق کرده اند یا فکر می کنند توافق کرده اند بستگی دارد.

آیا همسر پیمان شکن باید بخشیده شود؟

در خیلی از مواقع زوج پیمان شکن از خیانت خود پشیمان می شود و مایل است به زندگی خود با همسرش ادامه دهد. در بیشتر مواقع زوج آسیب دیده قادر است از خیانت همسر خود چشم پوشی کرده و او را ببخشد.

شرط لازم برای انفاق افتادن این بخشش این است که:

  • هر دوی آنها ( زن و شوهر) زندگی مشترک خود را حفظ کنند و برای این کار انگیزه درونی و کافی داشته باشند.
  • صادقانه به خود و همسرشان نظر بیفکنند و هرکدام سهم خود را در رخ دادن خیانت بپذیرند.
  • رابطه همسر پیمان شکن با نفر سوم به طور کامل و برای همیشه قطع شود.
  • هر دو مهارت های لازم برای شناخت و ارزیابی این بحران و علت یابی و تحلیل آن را کسب کنند.
  • در نهایت به دنبال مداخلات درمانی و کمک گرفتن از مشاور برای درمان ایم بحران و رابطه زوجی خود باشند.

هرچه رابطه زوجین قبل خیانت از کیفیت بهتری برخوردار باشد، آنها رضایت زناشویی بیشتری در زندگی با هم داشته باشند و از سلامت روان بیشتری برخوردار باشند، احتمال چشم پوشی و بخشش همسر آسیب دیده بیشتر می شود و درمانگر بهتر می تواند برای درمان این بحران به آنها کمک کند.

گاهی اوقات زن یا مرد پیمان شکن یا آسیب دیده می خواد برای نجات رابطه و زندگی مشترکشان تلاش کند و در این گونه مواقع بهترین و مفید ترین راه مراجعه آنها به درمانگر خیانت زناشویی و اقدام آنها به گرفتن کمک و مداخله های درمانی در خیطه خیانت زناشویی است و مداخلات درمانی در خیانت زناشویی در صورتی که در موقع مناسب و نزد درمانگر متخصص انجام شود و زوج انگیزه و تلاش لازم و کافی برای درمان خود و رابطه و زندگی مشترکشان داشته باشند می تواند تاثیران خوب و ارزشمندی داشته باشد.

آیا خیانت زناشویی قابل درمان است؟

وقتی زوجین برای درمان خیانت زناشویی شان به درمانگر متخصص مراجعه می کنند باید در نظر بگیرند که قرار نیست شرایط زندگی مشترک آنها فقط به قبل از خیانت برگردد، بلکه قرار است روابط آنها تا جایی که امکان دارد اصلاح شود و مسائلشان حل شود، چون اگر رابطه آنها بدون مساله بود احتمال کمتری وجود داشت که خیانت رخ دهد.

اگر چه مسائل ارتباطی زوجین تنها دلیل وقوع خیانت نیست و عوامل فردی آنها هم موثر است ولی باید روی هر دو بعد ارتباطی و فردی زوجین در درون خیانت به صورت تخصصی کار شود.

در درمان خیانت باید روابط زوجین را رشد داد و تا حد امکان به بهترین حالت ممکن رساند تا رضایت زناشویی آنها بالا رود و از وقوع خیانت های احتمالی بعدی هم پیشگیری و جلوگیری شود.

پس می توان گفت درمان خیانت زناشویی درمانی رشد گراست.

وقتی فردی که به همسر خود خیانت کرده است برای بازگرداندن زندگی مشترک خود و بهبود حال خود و همسرش به متخصص خیانت زناشویی مراجعه می کند در صورتی می تواند از این جلسات درمانی نتیجه و پاسخ خوبی بگیرد که:

  • حالت تدافعی نداشته باشد و واقعیت را بپذیرد.
  • از خیانت و رابطه فراحیطه خود واقعا پشیمان باشد و نخواهد که آن را تحت هیچ شرایطی تکرار کند.
  • در سبب شناسی و پیدا کردن علل خیانتی که مرتکب شده فعال باشد و انگیزه های مشخص و پنهان خود در خیانت زناشویی را بررسی کند.
  • قصد داشته باشد و بخواهد ارتباط خود را با نفر سوم در تمام ابعاد قطع کند.
  • تمام خاطرات خود با نفرسوم را کنار بگذارد و سعی کند دیگر به آن فکر نکند.
  • از همسر خود عذر خواهی واقعی کند و در صدد جبران اشتباه خود باشد.
  • به همسر خود فرصت و امکان کافی دهد که نتواند احساساتش را به راحتی و بدون ترس بیان کند.
  • ایرادات و نقش خودش را در نارضایتی و مسائل زندگی مشترک بپذیرد و سعی کند تمام مسائل زندگی مشترک را به کمک همسرش حل کند و کیفیت رابطه اش را بالا ببرد.
  • ضربه های وارد شده به پیکر خانواده و فرزندان را در اثر خیانت به خوبی بپذیر و سعی کند این صدمات را جبران کند.
  • شفاف سازی کند و هیچ نقطه ابهامی در مورد خودش و فعالیت هایش برای همسرش باقی نگذارد.

 

عبور از خیانت همسر

وقتی رابطه عاطفی زوجین تحت تاثیر خیانت زناشویی صدمه میبیند، یکی از همسران یا گاهی هر دوی آنها تعهد خود را به رابطه مشترکشان نگه نمی دارند و با فرد سومی وارد ارتباط می شوند، مهمترین و اساسی ترین شرط برای بازسازی رابطه عاطفی و درمان آن، قطع کامل هرگونه ارتباط با نفر سوم است و برای ترمیم ارتباط عاطفی زوجین، باید آن ها تعهدشان را نسبت به هم بطور کامل برگردانند، صمیمیتشان را در ابعاد مختلف فقط و فقط به همسر خود اختصاص دهند و هرگونه رابطه و صمیمیت را با نفر سوم کامل حذف کنند. تا وقتی که تعهد به طور کامل حفظ شود، روابط دیگر با فرد سوم در هر سطحی قطع نشود و همسر پیمان شکن تصمیم به جبران خیانت و صدمات وارده به همسر خود نگیرد، نمی توان امنیت عاطفی را به او و رابطه شان برگرداند و نمی توان صمیمیت از دست رفته را در ابعاد مختلف ارتباطشان ایجاد کرد.

حفظ تعهد و قطع کامل ارتباط در هر سطحی با نفر سوم شرط اصلی و غیر قابل حذف در درمان خیانت زناشویی است.

زوجین در تمام مراحل و در تمام قسمت های شیرین و تلخ زندگی همراه و یاور هم هستند و نباید در شرایط سخت و بحرانی یکدیگر را تنها بگذارند. در رخ دادن بحران خیانت صرف نظر از اینکه کدامیک مرتکب خیانت شده اند، زن و مرد هر دو به نوعی نقش دارند و در جلسات مداخله های درمانی خیانت هم هردو باید حاضر شوند.

وقتی همسر پیمان شکن، خیانت خود را می پذیرد، از عمل خود پشیمان است، انگیزه کافی برای اصلاح زندگی زندگی و رابطه با همسرش را دارد و برای گرفتن کمک های تخصصی و درمان به متخصصان مراجعه می کند، لازم است همسر آسیب دیده هم بحران رخ داده را درک می کند، آن را به عنوان یک واقعیت هر چند تلخ بپذیرد و بخواهد برای بازگرداندن و اصلاح رابطه با همسرش، او هم با انگیزه کافی تلاش کند.

اگر فقط همسر پیمان شکن در جلسات درمانی برای بهبود رابطه و جلب اعتماد همسرش تلاش کند و همسر آسیب دیده نخواهد بحران ایجاد شده را بپذیرد یا همسر خود را ببخشد و یا برای بهبود در رابطه به مقدار لازم همکاری نکند نمی توان به نتیجه جلسات درمانی امیدوار بود.

با اینکه بحران خیانت زناشویی بسیار دردناک است و پذیرش آن و بخشش همسر پیمان شکن سخت است ولی برای عبور از این بحران و کمک به بهبود رابطه و زندگی مشترک ، همسر آسیب دیده باید با همسر خود همراهی کند و نقش خود را در پیدایش خیانت همسر هر چقدر که کم باشد، بپذیرد.

رفتار همسر پیمان شکن و همسر آسیب دیده بعد از فاش شدن خیانت

گاهی خیانت زناشویی فاش می شود و همسر به طور کامل با جزییات از آن مطلع می شود ولی همسر پیمان شکن در جلسه درمانی وانمود می کند که خیانتی توسط او رخ نداده است و خیانت خود را بطور کامل انکار می کند یا خیانت رخ داده را کمتر از آنچه رخ داده است نشان می دهد و آن را بی ارزش جلوه می دهد.

این فرد یا واقعا قبول نکرده که کاری که انجام داده خیانت است و خیانت محسوب می شوئ یا اینکه به ظاهر اینگونه نشان می دهد که خیانت نکرده است و در جلسه درمانی و نزد همسر خود و درمانگر خیانت خود را انکار می کند.

ممکن است این مساله به عنوان امتیاز منفی برایش در نظر گرفته شود و از احترام و ارزش او نزد همسرش و حتی اطرافیان بکاهد و شاید دیگر  نتواند رابطه آسیب دیده با همسرش را ترمیم کند.

قسمت بزرگی از دغدغه فکری  فرد پیمان شکن نگرانی  از مطلع شدن اطرافیان از خیانت او و قضاوت آنها در مورد عمل مرتکب شده توسط اوست و قسمت دیگری از دغدغه فکری اش فراموش نشدن خیانت او تو سط همسر و باقی ماندن اثرات مخرب این عمل او در ذهن همسر و رابطه شان است.

باید در نظر داشت که اتفاق رخ داده است و همسر هم قسمتی از حادثه یا تمامی آن را می داند و با انکار آن نه تنها نمی توان کمکی به حل شدن مساله کرد، بلکه اعتماد همسر به طور کامل از بین رفته، حال او بدتر شده، هیجانات منفی اش تشدید می شود و قضیه پیچیده تر شده و به درمان مقاوم تر می شود. وقتی خیانت توسط همسر پیمان شکن انکار می شود. نمی توان جلسات مداخلات درمانی در خیانت زناشویی را ادامه داد و در صورت ادامه دادن، جلسات درمانی مفید نخواهد بود، و در واقع درمان کارآمدی رخ نخواهد داد. وقتی همسر پیمان شکن، خیانت خود را قبول ندارد یا از انجام این کار پشیمان و ناراحت نیست و یا قصد جبران آن را ندراد، نمی توان به نجات زندگی مشترک آنها و حل کردن مسادلشان امیدورا بود. برای آنکه همسر آسیب دیده بتواند همسر پیمان شکن را ببخشد، برای حل کردن مسائلشان قدمی بردارد و تلاش کند به زندگی مشترکشان برگردد، باید ببینید که همسرش خیانت خود را پذیرفته، پشیمان است، حاضر است برای جبران کردن آن تلاش کند و برای حل کردن مسائل خود با همسرش قدم مثبتی بردارد.

گاهی پیش می آید که زوج ها بعد از وقوع خیانت ، حتی وقتی برای درمان رابطه خود در جلسات مداخلات درمانی در خیانت زناشویی حاضر می شوند، انرژی و پتانسیل روحی و عاطفی کافی برای برگرداندن رابطه از دست رفته خود را ندارد. آنها ظاهرا می خواهند با مراجعه به متخصص مداخلات درمانی در خیانت زناشویی و حضور در جلسات درمانی زندگی مشترک خود را حفظ کنند و در جلسات علت حضورشان را تلاش برای برگرداندن رابطه بیان می کنند ولی وقتی خیانت خود و نقششان را در وقوع آن به درستی نمی پذیرند یا حتی در بررسی عوامل زمینه ای مستعد کننده خیانت بطور تعهدی یا ناخود آگاه سعی در انکار مشکلات زندگی مشترک خود یا سهم خود در وقوع آن را دارند یا اینکه برای اصلاح الگوی رابطه ناکارآمد خود تلاش مفیدی نمی کنند، می توان نوعی کمبود انرژی عاطفی یا روانی را در رابطه با ارتباطشان با همسر را در آنها تشخیص داد.

در تمایل و علیت یابی این کمبود یا فقدان پتانسیل و انرژی روحی و عاطفی می توان یک یا جند مورد از عوامل زیر را دخیل دانست:

  • عدم قطع ارتباط همسر پیمان شکن با شخص سوم یا حضور عاطفی و روانی شخص سوم در ذهن همسر پیمان شکن یا حتی مقایسه همسر با شخص سوم در ذهن
  • اطمینان همسر پیمان شکن از انتخاب اشتباه همسر و پشیمانی او از این انتخاب یا پشیمانی زوج از تشکیل زندگی مشترک و ازدواج
  • نبود یا کمبود جذابیت همسر برای شخص پیمان شکن یا وقتی که همسر پیمان شکن هیچ محبتی از خودش در دل احساس احساس نمی کند یا به عبارتی به اندازه کافی دوستش ندارد
  • نا امیدی زوج در حل شدن مسائل و مشکلات زندگی مشترک
  • عدم اطمینان همسر آسیب دیده از تکرار شدن خیانت های آتی توسط همسر یا عدم اطمینان همسر پیمان شکن از بخشیده شدن توسط همسرش
  • وجود دخالت های مخرب اطرافیان زوج در مراحل مداخله های درمانی خیانت
  • برای گرفتن نتیجه مورد نظر از جلسات مداخله خای درمانی در خیانت تمامی این عوامل باید توسط درمانگر متخصص در زوج به دقت بررسی شوند و با رفع آنها انرژی لازم را برای پیش بردن جلسات مداخلات درمانی در خیانت ایجاد کرد.
  • در صورت رخ دادن خیانت در روابط عاطفی و زناشویی و در صورت خواست دو نفر برای بهبود روابط شان مراجعه به جلسات روان درمانی تخصصی خیانت زناشویی و بهره گرفتن از نظر روانشناسان متخصص خیانت زناشویی می تواند کامی موثر در حفظ زندگی مشترک و بهبود روابط زناشویی باشد.

نویسنده: دکتر ندا رحیمی - روانشناس و متخصص مداخلات درمانی در خیانت زناشویی

دیدگاه در"خیانت زناشویی"

  1. سایه شرقی

    مطلب بسیار خوبی بود
    ممنون از خانم دکتر رحیمی بابت مطالب خوبشون

دیدگاه خود را بنویسید